دانش بی همتا
 
قالب وبلاگ

 

 

 

 

 

 

چکیده اقدام پژوهی :

در سال 90-89 وقتی در یکی از دبستانهای شهر مشغول خدمت بودم با دانش آموزی مواجه شدم ؛ که نه تنها روند آموزش را در کلاس درس دچار اختلال کرده بود بلکه نظم وانضباط مدرسه را برهم زده بود . او دارای اختلالات رفتاری از قبیل  شلوغي غير نرمال ، مسخره كردن ديگران، اذيت دادن کردن ديگر دانش آموزان ،حسادت ، بي حوصلگي ،فحش دادن به ديگران ، لجبازي ، تنبلي بود. با توجه به اطلاعات بد ست آمده سوالات زير براي رفع مشكل او در ذهن من ايجاد گرديد:

1- آيا تربيت غلط او، موجب اختلال رفتاري ايشان شده است ؟

2- آيا به خاطر روايط غلط با وی، ايشان دچار خود پنداري منفي از خود شده است؟

3-  آيا او دچار كمبود محبت شده است؟

4-  آيا او با رفتارهاي خويش مي خواهد د يگران را به خود متوجه سازد؟

5- چه راه حل هايي براي مشكل وجود دارد؟

6-چه نيروها يا چه كساني مي توانند در حل مشكل كمك كنند؟

7- من چگونه خود را تغییر دهم که مورد قبول اوشوم؟

براي گرد آوري اطلاعات روشهاي متعددي وجود داشت؛ با توجه به موضوع پژوهش ، به نظر مي رسید كه باید از چند روش به صورت تركيبي براي جمع آوري اطلاعات استفاده نمایم . در اين پژوهش روشهاي مشاهده ، مشاهده مشاركتي و مصاحبه را انتخاب نمودم. برای کاهش حسادت ، شرکت دادن فرد در گروه  و احساس مسئولیت فرد نسبت  به گروه باید انجام شود  لذا ازوالدین فرد خواسته می شود که بین فرزندان تبعیض قائل نشوند و رفتارشان نسبت به فرد ملایم گردد.برای کاهش پرخاشگری و لج بازی ؛ از والدین دانش آموز خواسته شد که بین فرزندان تبعیض قائل نشوند و با فرزندان خود با ملایمت ومهربانی رفتار کنند و ویژگی های مثبت فرزند خود را با تشویق تقویت نمایند. تا فرزند دچار کمبود محبت نگردد .  به نظر می رسد یکی از علتهای  اساسی پرخاشگری و لج بازی تبعیض و کمبود محبت بایدبه  فرزند خود بر چسب های مثبت بزنند  تا کودک باور کند که واقعاً دارای  ویژگی های مثبت است .براي كاهش ضعف تحصيلي ، از بين بردن مشكلات عاطفي توسط والدين ومعلم مربوطه ، ايجاد انگيزه ، تقويت ويژگي هاي مثبت ، شكوفايي اعتمادبه نفس كودك ، توجه لازم به كودك ، تغيير نگرش كودك نسبت به خود از جمله عواملي هستندكه مي توانند ضعف تحصيلي دانش آموزرا كاهش دهند.

 

 

فهرست مطالب

           عنوان                                                                                                       

    1- مقدمه :                                                            

   2- توصیف وضعیت موجود و تشخیص مسئله          

   3- گرد آوري اطلاعات ( شواهد- ا )                

4- تجزيه و تحليل وتفسيرها:                                      

5- انتخاب راه جدید به صورت موقّت                          

1 -5-  آ موزش درمانی                                              

 2-5- روشهاي درمان حسادت :                                    

 3-5-   تکنیک هایی لازم برای کنترل پرخاشگری              

4   -5-  درمان پرخاشگری                                      

 5-5- قوانين يادگيري                                              

6- اجرای طرح جدید و نظارت بر آن                         

7- گرد آوري اطلاعات(شواهد 2)                             

8- ارزشيابي تاثير اقدام جديد وتعيین اعتبار                 

9- ارائه راهکارها                                               

 10 - منابع                                               

 

 

 

1- مقدمه :

اختلالات  رفتاری دانش آموزان ، یکی از مسائلی است که معمولاً معلمان با آن مواجه هستند . یکی از عوامل بازدارنده در امر تحصیل ، اختلالات رفتاری می باشد . معلّمان در برابر اختلالات رفتاری ، به شکل های متفاوتی از خود عکس العمل نشان می دهند . برخی از معلّمان آنان را به شدّت سرکوب می کنند . بعضی از معلمان ، در مقابل آنان کو تاه می آ یند ؛ بعضی دیگر آنان را به حال خود رها می کنند . امّا  واقعیت این است که در این حالت مشکل ادامه خواهد یافت و مشکلات دیگری نیز به دنبال خواهد آورد .

به نظر می رسد راه منطقی این است که وقتی مشکلی در کلاس پیش می آید ؛ بهتر است ابتدا آن مشکل شناسایی شود سپس  به صورت علمی مورد بررسی قرار گیرد . بعد از آن راه حل هایی جهت رفع مشکل پیدا کرده و به صورت عملی آن مسئله رفع گردد.

2- توصیف وضعیت موجود و تشخیص مسئله

در سال تحصیلی 90-89 در پایه دوم دبستان دهخدا شهرستان لالی مشغول به خدمت شدم این دبستان یکی از دبستانهای بزرگ شهر می باشد که بیشتر مسئولین وافراد بنام شهر در آنجا تحصیلات ابتدایی خودشان را گذارنده اند . دبستان دارای 9 کلاس درس یک سالن اجتماعات چند کلاس مخصوص درس هنر است ،از لحاظ جغرافیایی در مرکز شهر است .این مدرسه دارای 230 دانش آموز پسر یک مدیر یک معاون یک مربی پرورشی و9 آموزگار است از آنجا که محقق اولین سال است که در مقطع ابتدایی انجام وظیفه می نمودم ودر سالهای قبل در مقطع متوسطه به عنوان مشاور ودبیر درس روانشناسی خدمت نموده بودم ، این مسئله علاقمندی مرا به حل مشکلات ومسائلی که درروند آموزش اخلال ایجاد می کرد دوچندان نمود ، لذا تصمیم گرفتم از تخصص لازم خود در زمینه حل مشکلات کودکان بیشترین بهره را بگیرم وتمام  تجربیا ت چندساله خود را در جهت زدودن اختلالات رفتاری کودکان بکار برم ، برای آشنایی بیشتر با وضعیت درسی واخلاقی دانش آموزان پرونده های آنان را در آغاز سال سال تحصیلی مورد مطالعه قرار دادم . همچنین در مورد خصوصیات اخلاقی ودرسی دانش آموزان از معلمان سال قبل  سوالاتی را مطرح نمودم تا اطلاعات لازم در مورد دانش آموزان را بدست آورم. در همان ماه اول، اولین جلسه توجیهی وتعامل با اولیا را جهت شناسایی بیشتر دانش آموزان ومشکلات ومسائل رفتاری وبیماریهای خاص آنها برگزار  نمودم وهمه را در دفتر جداگانه ای نوشتم تا برنامه ریزی لازم را به عمل بیاورم . همه دانش آموزان سال قبل در همین مدرسه  بودند وظاهرا مشکلات خاصی نداشتند تا اینکه به نام یکی از دانش آموزان رسیدم که گویا سال قبل در مدرسه هم شیفت خودمان بوده ومعلم سال قبل از وی ناراضی بود وقتی از معلم سال قبل درمورد (پ) پرسیدم به من گفت : با او کاری نداشته باش ؛ دانش آموز شلوغ، تنبل ، بی انضباط ، غیر قابل کنترل و ....به او مارکهای متعددی زد  وقتی برای اولین بار به کلاس رفتم از فراگیران خواستم خودشان را معرفی نمایند وقتی نوبت به فرد مورد نظر رسید ، پسری را مشاهده کردم با ظاهری خواب آلود وبی تفاوت که گوشه کلاس نشسته بود . با صدای بلند اما غیر عادی خودش را معرفی کرد ،  وقتی نوبت به دیگری که کنار او بود رسید از من خواست که به او بگویم آ رامتر  خودش را معرفی کند او گفت  :من حوصله سروصدای آنها را ندارم واگر کسی حرف می زد اورا مسخره می کرد وبا او دعوا می کرد برای اینکه علت رفتارهایش رابیشتر درک کنم رفتارهای او را زیر نظر گرفتم وقتی از مدیر ومعاون هم در باره رفتارهای او سوالاتی نمودم آنان نیز به رفتارهای نابهنجار او از جمله شلوغی غیر نرمال ، مسخره کردن دیگران ، آزار رساندن به دیگر دانش آموزان ، بی حوصلگی ، فحش دادن به دیگران ، لجبازی ، تنبلی ، عدم نظم وانضباط در مراسم آغازین مدرسه اشاره نمودند. در جلسه تعامل اولیا مادرش اشاره کرد که او قبلا خیلی بهتر بود اما یکدفعه احساس حسادت به برادر کوچکترش که تازه متولد شده بود پیدا نمود .  گفت فکر کنم بخاطر اینکه ما از شهر دیگری آمده ایم دلتنگ دوستانش است.

برای پی برن به واقعیت مسئله ، مادر ایشان را به آموزشگاه دعوت کردم وقتی برای دومین بار به مدرسه آمد با ناراحتی گفت: خانم من هم در مغازه کار می کنم هم مشکلات فرزند دوم را دارم ونمی توانم مرتب به مدرسه بیایم هرکاری دارید با نامه اطلاع دهید، به اوگفتم : درمورد رفتارهای نابهنجار پسرش چه اطلاعاتی می توانید به من بدهید ؟ خیلی ناراحت شد وبا بی تفاوتی گفت: شما فکر می کنید بچه ی من از لحاظ عقلی مشکلی دارد به من می گویید باید اورا با کمک هم درمان کنیم ؟فرزندم هیچ گونه بیماری ندارد شما فکر می کنید او دیوانه است ؟ ابتدا سعی کردم اورا آرام کنم وقتی کمی آرام شد به اوگفتم هرگز بلکه اونیاز به کمک دارد . از اوپرسیدم اخلاق او در خانه چطور است ؟ ایشان گفت خانم او خیلی بد اخلاق است وهمیشه برادر کوچکش را می زند به حرف من گوش نمی دهد خلاصه از دست او خسته شده ایم از او خواستم که همکاری لازم را درمورد اصلاح رفتارها ی پسرش را با ما بکند ولی ایشان گفت : مقصر من نیستم لطفا من را دیگر برای این به مدرسه دعوت نکنید چون رفتارهای او اصلاح نمی شود .  بنابراین متوجه شدم که نمی توانم به کمک ایشان امیدوار باشم .وقتی تامل نمودم اطلاعات زیرجهت حل مشکل درذهنم  به صورت سوال تداعی شد:

1-2- آيا تربيت غلط او، موجب اختلال رفتاري ايشان شده است ؟

2-2- آيا به خاطر روايط غلط با او، ايشان دچار خود پنداري منفي از خود شده است؟

3-2-  آيااو دچار كمبود محبت شده است؟

4-2-  آياوی با رفتارهاي خويش مي خواهد د يگران را به خود متوجه سازد؟

5-2-  چه راه حل هايي براي مشكل وجود دارد؟

6-2-  چه نيروها يا چه كساني مي توانند در حل مشكل كمك كنند؟

7-2- من چگونه خود را تغییر دهم که مورد قبول اوباشم ؟

 

 

3- گرد آوري اطلاعات ( شواهد- ا )

براي گرد آوري اطلاعات روشهاي متعددي وجود داشت پژوهش ، از چند روش به صورت تركيبي براي جمع آوري اطلاعات استفا ده نمودم . در اين پژوهش روشهاي مشاهده ، مشاهده مشاركتي و مصاحبه را انتجاب شده است. از طريق مشاهده رفتارهاي او را زير نظر گرفته واطلاعات لازم را جمع آوری نمودم و از طريق مشاهده مشاركتي تغیيراتي كه در نتيجه ارتباط با من ايجاد مي گرد يد وتا ثيراتي كه متغيرها، بر ايشان مي گذاشت مورد مشاهده قرار گرفت ؛ و با مصاحبه  با معلم سابق ومدیر ومعاون ومادر در مورد سابقه رفتاری اواطلاعات لازم بدست آمد . او نظم  كلاس را بر هم مي زد ود رچنين محيطي آموزش امكان پذ ير نبود. ابتدا احساس كردم شايد ضعف از خودم باشد که ايشان اينچنين مي كند وچون تا کنون در مدارس ابتدایی کار نکرده ام راه کنترل کلاس را بلد نیستم ،از آنجاکه ما دو دبستان در یک شیفت باهم دریک مدرسه  بودیم خیلی راحت به سراغ معلم سال قبل او رفتم تامرا دید خندید وگفت : میدانم چه می خواهید وادامه داد که این دانش آموز از شهر دیگری به مدرسه ما آمده بود  ، بسیار تنبل ژولیده نامرتب وپرخاشگر بود به اصرار مدیر ومادرش برای اینکه از آموزش باز نماند ایشان را به کلاس دوم ارتقا دادیم وقراربود که خانواده اش در طول تابستان با او کار کنند.سپس او اشاره ای به انواع برخوردها وتاکتیکهایی که برای مبارزه با رفتارهای غلط دانش آموزان بلد بود  نمود و در آخر برایم دعا کرد وگفت : امیدوارم امسال مثل سال قبل من دچار سردرگمی  وضعف اعصاب نشوی ، درکلاس درس وقتی به خاطر کار های نابهنجارش به او تذکر می دادم ایشان با لحن بدی به من جواب می داد یک روز از او خواستم که به خاطر بی ادبی اش نسبت به من ، معذرت بخواهد این کار را نکرد ،بچه بسیار لجباز وکج خلقی بود مجبور می شدم نصف زنگ کلاس را برای آرام کردن او ومیانجیگری دعواهای او با بچه ها بگذارم. مرتبا با خود می اند یشیدم چرا؟ چگونه می توانم ؟تا اینکه به خود م گفتم ؛ این بچه که تقصیری ندارد بلکه روابط غلط خانوادگی اورا بدین شکل بار آورده  است در واقع او دچار مشکلات رفتاری وروانی است که باید حل شوند . لذا  مسئله را با یکی از مشاوران ارشد منطقه در میان گذاشتم ایشان راهنماییهای لازم را جهت حل مشکل ارائه نمود . سپس با دو تن از مشاورين همکار در سالهای قبل در اين زمينه مشورت كردم آن ها نيز راهنمايهاي لازم را عرضه داشتند . بعد به د نبال كتابهاي روانشناسي اختلالهاي رفتاري، روانشناسي رشد ، روابط انساني در آموزشگاه و تحقيقاتي كه در اين زمينه انجام گرفته بود  رفته ومورد مطالعه قرار دادم تا ببينم مشكل را چگونه مي توانم حل نمايم . در واقع من خودم را چگونه تغيير دهم تا رفتارهاي او تغيير كند. او دانش آموزی است كه رفتارهاي ايشان مغاير با مقررات كلاس مي باشد . بیشترین پول توجیبی را به مدرسه می آورد وهرروز کیفش پر از لواشک بود، کتابها کهنه و دفترچه هایش رنگارنگ اما بدون انجام هیچ تکلیفی در آنها ، خطش بسیار ناخوانا ونارسا بود همه حروف را بهم می چسباند  فقط خودش می دانست چه نوشته اما تنها حسن خوب او در درس ریاضی بود ومی دانستم علتش حضور همیشگی او در مغازه پدرش بود که می توانست خوب حساب کند وقتی مشاهدات من  کامل می شد نتایج زیر خود را نشان میداد:

1 -3  اوهر روز دانش آموزان را مسخره مي كند.

2- 3 او هر روز با دانش آموزان دعوا مي كند.

3-3 او معمولاً دركلاس صداي حيوانات را در مي آورد.

5-3 اودر خانه و مدرسه بد اخلاق است.

6-3 او از نظر درسي ضعيف است.

7-3 او بي حوصله است.

8-3 روابط والدين با او غلط بوده است.

9-3 معلمين  به او توجه لازم را نكرده اند.

10-3 معلمين  به تفاوتهاي فردي ايشان توجه نكرده اند.

11-3 بهداشت فردي را رعايت نمي كند.

12-3 او دانش آموزي پررو و مغروری است.

4- تجزيه و تحليل وتفسيرها:

يكي از مشكلات عمده مدارس ما، كمك نكردن به دانش آموزان مشكل داراست. متأسفانه ، مدارس به جاي آنكه آماده كمك به كساني كه عقب افتادگي يا مشكلاتی  دارند باشند، بيشتر آنها رااز خود مي را نند . وحالت دفعي از خود نشان مي دهند. اغلب مدارس به دنبال دانش آموزان قوي ،با نمرات بالا هستند وبيشتر مواقع به تشويق و تكريم آنها مي پردازند. در مقابل ، دانش آموزان به ظاهر ضعيف مورد بي مهري قرار مي گيرند وبطور ناخواسته آنها را رها و بعضاً سركوب مي كنند..اوكود كي است كه در گوشه كلاس مي نشيند با صداي بلند خود را معرفي مي كند. ديگران را مسخره مي كند، بيشتر مواقع بی تفاوت است همیشه برای سرگرم شدن راهی داشت . .حتي با معلم خود لج باز است و مزاحمت ايجاد مي كند، بد اخلاق است از نظر درسي ضعيف است . بي حوصله ا ست . بهداشت فردي را رعايت نمي كند. پررواست .  به ديگران حسودي مي كند.با بررسي رفتار هاي او اين سوال ايجاد گرديد كه چرا اين چنين مي كند؟ هدف او از اين كارها چيست؟ او با اين كارها مي خواهد چه بگويد؟ چه عللي باعث شده كه  خود را به اين صورت مطرح كند.به نظر مي رسد زمان خاصي براي بروز نا بهنجاري هاي او وجود ندارد واو در موقعيت هاي مختلف از خود رفتارهاي نا بهنجار را نشان مي دهد . اينكه نظم كلاس به هم مي خورد واقعاً ناراحت كننده است . ولي تحقيقات متعدد نيز نشان مي دهند كه با كودك بايد با ملايمت ومحبت رفتارنمود . ونبايد دانش آموزان تنبيه يا تحقير شوند.

واقعيت اين است كه من تا اندازه ای درمانده شده بودم . چند بار پيش مدير مدرسه فرستادم . مادرش را به مدرسه دعوت كردم ، چندين بار تذكر دادم .ولي هيچ كدام مشكل را حل نكرد. تمامي معلمين سابق و مادر او عقيده داشتند كه اورا به حال خود رها كنم . چون استدلال مي كردند كه اصلاح شدني نيست . اما من به سراغ يكي از محقيقين شهرستان رفته ومسئله را با ايشان در ميان گذاشتم . سپس مسئله را با دو تن از مشاوران در ميان گذاشتم . آنها را هنماييهاي لازم جهت تغيير رفتار ارائه نمودند. سپس به دنبال كتابهاي روانشناسي رفتم تا ببينم مشكل چيست ؟ وچگونه مي توانم مشكل را حل نمايم؟ با صحبتهايي كه  با مادرش انجام دادم. فهميدم كه والدين ، با ايشان بد رفتاري مي كنند . وبه خواسته هاي او چندان توجهي نمي كنند وبعد از اینکه برادرش متولد شده بود والد ينش  بيشتر به برادرش سرگرم شده بودند واورا فراموش كرده اند . بنابراين مورد بي مهري والدين قرار گرفته بود  . در نتيجه به خاطر ناكامي در جلب محبت ، مجبور شده است به پرخاشگري ولج بازي دست بزند . اين عمل خود ، دوباره روابط والدين را با ايشان تيره تر كرده است . و در نتيجه به بر چسب هاي منفي متعددي توسط والدين زده شده است  به اين ترتيب يك كودك معصوم ، به يك فرد نابهنجار تبديل شد. وقتي چنين كودكاني به مدرسه مي روند . در مدرسه نيز موردي بي مهري اولياء مدرسه قرار مي گيرند و بيشترسعي مي كنند ازدست چنين دانش آموزي خلاص شوند ودر مدرسه نيز برچسبهاي منفي به كودك زده مي شود و به اين ترتيب سر نوشت كودك تغيير مي كند وبه احتمال زيا دبه بچه هاي خياباني مي پيوند ند چون چنين كودكاني فقط در ميان كودكان خياباني جايگاهي  دارند . و در نهايت علاوه بر  مشكلات فردي ، مشكلات اجتماعي نيز افزايش مي يابد. به اين ترتيب براي حل مشكل بايد از يك جايي آغاز مي كردم . تا با ايشان بتوانم رابطه دوستي بر قرار نمايم وبه  او بفهمانم كه ايشان نزد من طرد شده نيست. ولي من نمی توانستم بطور مستقيم به او بگويم كه مي خواهم با تو دوست شوم . اولين قدم پيدا كردن ويژگي هاي مثبت  دراو بود، من با مطا لعه كتابهاي روانشناسي ورا هنمايي همكاران ومشاوران ، فهميدم كه ابتدا بايد نگرش اورا نسبت به خود ، معلم و والدين تغيير دهم . براي اينكار بايد نكات مثبت او را پيدا مي كردم وتغيير نگرش را از نقاط قوت او شروع مي كردم . به خاطر اينكه بعد از او برادرش به دنيا آمده بود و والدينش از روي نا آگاهي به وي بي توجه شده بودند و براي جلب توجه والدين رفتارهاي نابهنجاررا پيشه خود ساخته است .به همين خاطر بنده اولين كاري كه انجام دادم ايشان را به عنوان سرگروه يكي از گروهها انتخاب نمودم. اما اعضاي گروه از اين كار من ناراحت شدند ومي گفتند كه او آنهارا اذيت خواهد كرد . اعضاي گروه را قانع كردم كه ما از قبل نمي توانيم در مورد كسي داوري كنيم. وبه آنها گفتم اتفاقاً به نظر من با توجه به شناختي كه از او دارم فكر مي كنم شايستگي  سرگروهي را دارد و به شكل بهتري گروه را رهبري خواهد كرد . من با اين حرفها مي خواستم احساس مسئوليت وهمكاري را در ايشان شكوفا نمايم .ولي با اينحال با اعضاي گروه  در گير بود . من  مرتب آنها را به آرامش دعوت مي كردم سپس مادرش را به مدرسه دعوت كردم واز ايشان خواستم كه بين فرزندان فرق نگذارند وبه او بيشتر توجه ومحبت تمايد وبا ايشان بد رفتاري نكنند.در گام بعدي چون در درس ریاضی نسبت به دیگران راحت تر مسائل را حل می نمود از او می خواستم مسائل را پای تخته بنویسد  وحل کند تا تمرین خط کرده باشد، اگر رفتار خوبی از ایشان دیده می شد مورد تشویق قرار می گرفت

در حل مسائل رياضي بيشتر از او استفاده مي گرديد. وقتي به جلوی تخته می آمد  معمولاً شكلك در مي آورد يا  زبان خود را بيرون مي آورد با توجه زياد به او و بر خورد ملايم وصميمي با او وتقويت نكات مثبت ايشان . رفته رفته رفتارهاي منفي او كاهش مي يافت ودرسش نيزنسبت به گذشته بهتر مي شد. به همين علت اورا مبصر كلاس نمودم ومسئوليت اورا بيشتر كردم .  از اين كار من خیلي خوشحال شد. به روي خود نياوردم. به این ترتیب با تشویق به موقع ومداوم توجه زیاد ورها نکردن دانش آموز به حال خود  محبت کردن به دانش آموزان جهت ایجاد نگرش مثبت به دیگران ، تقویت نکات مثبت جهت تغییر نگرش به خود ، ایجاد انگیزه با دادن جایزه جهت تقویت درسی ،استفاده از محبت والدین جهت تغییر نگرش او به آنان ، مسئولیت دادن جهت تقویت نکات مثبت وی ، صبر وحوصله ودلسوزی نسبت به دانش آموز باعث گردید که رفتارهایش تا حد زیادی بهبود یابد .

5- انتخاب راه جدید به صورت موقّت

برای رفع اختلالات رفتاری ، ابتدا بهتر است علل اختلالات مشخص شود تا راه حلهایی  جهت بهبود اختلالات رفتاری تعیین گردد.

با توجّه به سوابق خانوادگی دانش آموز، به خاطرتولد فرزند دوم ، مورد بی مهری و کم توجهّی والدین قرار گرفته است . و از این کار والدین دچار نارضایتی شده و نسبت به آنان احساس خصومت کرده است . و به همین علت دچار پرخاشگری شده و برای جلب توجه والدین ، رفتار های نابهنجاری را از خود نشان داده است . پرخاشگری و نابهنجاری او باعث شده ، والدین علاوه بربی مهری ، وی را تنبیه و تحقیر کرده و برچسب های منفی بزنند ؛ به این خاطر رفتارهای منفی در دانش آموز درونی شده است . بنابر این فشارهای روحی و روانی شدیدی بر او تحمیل شده . به نظر می رسد مشکل تا حدّی شناسایی شده است .  بعد از شناسایی مشکل باید به دنبال راه حل رفت . برای این کار به سراغ محققان و مشاوران و کتابهای روانشناسی و تحقیقات و مقالات رفتم .

1-5-  آ موزش درمانی

آ موزش درمانی عبارت است ازمجموعه ی  اصول وروش های  آ موزشی و روا نشناسی که می تواند افراد معلول جسمانی ، روانی ، ذهنی و عاطفی را  تا حد امکان به عضو مفید و کارآمد جامعه تبدیل کند .  . . . در آموزش درمانی تطابق با محیط خانه ومدرسه و تغییر نگرش کودک  نسبت به یادگیری مسئله اساسی است . 

2-5- روشهاي درمان حسادت :

 آگاه كردن كودك ازاينكه مورد توجه ومحبت والدين قرار دارد، رعايت عدالت وانصاف در روابط ، محبت به كودك وقتي كه تنهاست، ايجاد زمينه اعتماد وتوجه ، سپردن كودك كوچكتر به كودك ، حسود براي مراقبت ونگهداري ، جرأت دادن ، جايگزين كردن احساسات خشم آلود كودك ، كمك به كودك براي برون ريزي احساسات حسادت ، مطلع ساختن كودك از مدتي قبل ، قصه گفتن مادر به كودك وتسلي دادن به او ، تبديل حسادت به مساعدت وصميميت بحث درباره ضررها وخسارات حسد ، استفاده از نقاشي وبازي درماني به آموزش دادن به كودكان مبني براينكه اشيا ووسايل خود را به رخ ديگران نكشند، آموختن انجام اعمال نيك به كودك ، افزايش اعتماد به نفس ، عدم دخالت والدين در دعواهاي كودكان ، ايجاد روابط خانوادگي مطلوب وتقويت روح همكاري ومساعدت در كودكان در خانه ومدرسه .

 

   3-5-   تکنیک هایی لازم برای کنترل پرخاشگری در محیط خانواده

1- صمیمت، صمیمیت در خانواده امری لازم و ضروری است زیرا هم مهمی در کاهش خشونت در خانواده دارد بسیاری از رفتارهای خشونت آمیز به این دلیل است که صمیمیت بین طرفین وجود ندارد. صمیمیت هنگامی افزایش می یابد که افراد خانواده درامور زندگی با یکدیگر مشارکت داشته باشند. همچنین اعتماد و اطمینان در مشارکت بین اعضای خانواده باعث صمیمیت می شود.

 2- تامل و سکوت، یکی از بهترین راههای کنترل خشونت در خانواده کنترل رفتار خویشتن در مواقعی است که یکی از اعضای خانواده به تحریک دیگری بپردازد. بهترین شگرد در این هنگام آن است که دیگران سکوت اختیار کنند تا آن فرد هم آرامش پیدا کند سپس در یک فرصت مناسب با هم به بحث و بررسی بپردازند.

 3- تخلیه یعنی اینکه به طور مستقیم جواب خشونت را ندهیم. تحقیقات جدید نشان میدهد که پرخاشگری هتاکی و حتی فیزیکی علاوه بر اینکه خشم را کاهش نمی دهد بلکه باعث افزایش آن نیز می شود.

4- مدل پرخاشگری غیر پرخاشگرانه (قدم زدن و...) تحقیقات نشان داده که افرادی عادی که پرخاشگری خود بدون رفتار پرخاشگرانه بروز دادند بعد از این کار سطح کمتری از پرخاشگری را داشته اند ولی به طور کل این روش هم زیاد موثر نیست.

 5- تنبیه، درطول تاریخ یکی از وسایل اجتماعی برای کم کردن میزان خشونت درتنبیه بوده است که توسط آن جلوی تجاوز خشونت و دیگر رفتارهای پرخاشگرانه را می گرفتند ولی در حال حاضر علما معتقدند که تنبیه به طور موقت جلوی خشونت حاضر را می گیرد و برعکس در طولانی مدت به طور مستقیم باعث تقویت آن می شود درحال حاضر تنبیه بدنی از طرف سازمان بهداشت جهانی ممنوع شده است.

 6- صحبت کردن در مورد مشکل، بهترین روش برای کاهش پرخاشگری صحبت کردن در مورد آن است این تکنیک به طور عملی به دو صورت عملی است ولی اینکه در لحظه ای که پرخاشگری به حد اعلای خود می رسد یکی از طرفین سکوت اختیار کند و سعی کند قائله را ختم کند ولی بعد از اینکه طرفین آرام شدند و مدتی نیز گذشت با خونسردی مطالب را با یکدیگر در میان می گذارند و آن را حل و فصل می کنند.

     4-5- درمان پرخاشگری:

            برای درمان پرخاشگری گام اول شناخت و ریشه یابی علت یا علل پرخاشگری است با شناخت این عوامل می توان همکاری های لازم را برای کا ستن از میزان و شدت پرخاشگری ارائه نمود مانند سرگرم نمودن فرد مهر و محبت و دلجویی آموزش تنهایی فکرکردن صبرو متانت نشان دادن در مواقع پرخاشگری تشویق جهت استحمام ودوش گرفتن اجرای عدالت در منزل، برآورده کردن نیازهای کودکان و نوجوانان مساعد ساختن جو آزادی های کنترل شده جلوگیری از توهین و ناسزا گفتن به آنها ویا مقابله به مثل نکردن با آنها جلوگیری از تهدید و ترساندن الگوهای خوب را به آنها نشان دادن رهنمودهایی در مورد سازش و جوشش با دیگران تشویق به بازیهای گروهی و رعایت  واحترام به قوانین در زندگی با دیگران عادت دادن به آنان به گذشت، یاد دادن انتقاد صحیح به آنها جهت تخلیه و سبک شدن و آرامش یافتن و درپایان چنانچه رعایت عوامل فوق تاثیری نداشت می توان از عوامل دیگری مانند توبیخ اخطار تحکم علامت مقابله به مثل تنبیه و قهرو... استفاده نمود.

5-5- قوانين يادگيري:

قانون اثر ونتيجه :

وقتي يك پاسخ یا واكنش براي يك وضع (انگيزه يا محرك)، با احساس خوشي و رضايت خاطر همراه باشد بايد دنبال آن خوشي حاصل شود شخص به تكرار آن رفتار مايل خواهد شد. ولي اگر با احساس رنج وناخوشايندي همراه بوده يا به دنبالش ناراحتي پيدا شود آن رفتار ديگر تكرار نشده به تدريج فراموش خواهد شد.

تشویق و تنبیه  :مشاهدات وآزمايش هاي زياد ثورندايك و ديگران نشان دادند كه پاداش ،فرد را به تكرار پاسخي كه موجب پاداش گرفتن او شده است تحريك مي كند وهمواره با عث تقويت ارتباط بين انگيزه وپاسخ مي شود . در حالي كه نتايج كيفر رانمي توان هميشه تضمين كرد وچه بسا از اشتباه ولغزش جلوگيري نمي كند.

برای کاهش حسادت ، شرکت دادن فرد در گروه  و احساس مسئولیت فرد نسبت  به گروه ایجاد   می گردد و از والدین فرد خواسته می شود که بین فرزندان تبعیض قائل نشوند و رفتارشان نسبت به فرد ملایم گردد.

برای کاهش پرخاشگری و لج بازی ؛ از والدین خواسته  شد که بین فرزندان تبعیض نشود و با فرزندان خود با ملایمت ومهربانی رفتار کنند و ویژگی های مثبت فرزند خود را با تشویق تقویت نمایند. تا فرزند دچار کمبود محبت نگردد .  به نظر می رسد یکی از علتهای  اساسی پرخاشگری و لج بازی تبعیض و کمبود محبت است . و به فرزند خود بر چسب های مثبت بزنند  تا کودک باور کند که واقعاً دارای  ویژگی های مثبت است .

براي كاهش ضعف تحصيلي ، از بين بردن مشكلات عاطفي توسط والدين ومعلم مربوطه ، ايجاد انگيزه ، تقويت ويژگي هاي مثبت ، شكوفايي اعتمادبه نفس كودك ، توجه لازم به كودك ، تغيير نگرش كودك نسبت به خود از جمله عواملي هستندكه مي توانند ضعف تحصيلي دانش آموزرا كاهش دهند.

به نظر می رسد مشکل عاطفی وبی تفاوتی دانش آموز حل شود.

 

 

 

6- اجرای طرح جدید و نظارت بر آن

با توجه به اختلالات  رفتاري دانش آموز ، اختلالات رفتاري او را مي توان در حسادت ، پرخاشگري ، لج بازي و بی تفاوتی خلاصه كرد. براي بهبود اختلالات رفتاري ابتدا بهتر است علل اختلالات رفتاري مشخص شود تا راه حل هايي جهت بهبود اختلالات رفتاري تعيين گردد.

با توجه به سوابق خانوادگي دانش آموز، به خاطر تولد فرزند دوم، مورد بي مهري ، كم توجهي قرار گرفته است. و  براي جلب توجه والدين ، به رفتارهاي نابهنجار روي مي آورد واين عمل  باعث مي گردد كه والدين علاوه از بي مهري ، وي را تنبيه بدني ، تحقير كرده وبه ايشان بر چسب هاي منفي بزنند. به اين ترتيب رفتارهاي منفي در او دروني شده وبه خاطر فشارهاي عصبي د چار تناقض نيز مي گردد. بعد از تعيين مشكل ، حال به دنبال راه حل مي گرديم. براي اينكار به سراغ محققان ، مشاوران ، كتابهاي روانشناسي وتحقيقات انجام شده در اين زمينه مي رويم تا راحل هايي را پيداكنيم.

آموزش درماني عبارتست ازمجموعةاصول وروشهاي آموزشي وروانشناسي كه مي تواند افراد معلول جسماني ، رواني ، ذهني و عاطفي را تا حد امكان به عضو مفيد كار آمد جامعه تبديل كند....در آموزش درماني تطابق با محيط خانه ، مدرسه و تغيير نگرش كودك نسبت به يادگيري مسئله اساسي است.

براي كاهش حسادت ، شركت دادن فرد در گروه واحساس مسئوليت فرد نسبت به گروه ايجاد مي گردد واز والدين فرد خواسته مي شود كه بين فرزندان تبعيض قائل نشود ورفتارهايشان نسبت به فرد ملايم گردد.

براي كاهش پرخاشگري ولج بازي ، از والدين  خواسته مي شود كه بين فرزندان تبعيض قائل  نشوند وبا فرزندخود با ملايمت ومهرباني رفتار كنند وويژگي هاي مثبت فرزند خود را با تشويق تقويت نمايند . تا فرزند دچار كمبود محبت نگردد. به نظر مي رسد يكي از علتهاي پرخاشگري ولج بازي تبعيض وكمبود محبت است.پس به فرزند خود برچسب هاي مثبت بزنند تا كودك باور كند كه واقعاً داراي ويژگي هاي مثبت است.

7- گرد آوري اطلاعات(شواهد 2)

براي اينكه رفتارهای دانش آموز  را تغییر دهم ، ابتدا تصميم گرفتم خودووالدين او را تغيير دهم چون به نظر مي رسد علت نا بهنجاري او در وهله اول والدين ايشان بودند. آنان با تولد فرزند دوم ، نسبت به رقيه بي توجه شده بودند وخود را با فرزند دوم يعني برادر او سرگرم كرده بودند .به همين علت  دچار كم توجهي وكمبود محبت شده بود وبراي جبران كم توجهي وكمبود محبت دست به رفتارهاي نا بهنجاري زده بود . ونابهنجاري نگرش والدين رانسبت به او تغيير داده وبه او بر چسبهايی همچون بداخلاقی ، پررویی، لج بازی ...زده  بودند  وبه اين ترتيب فشارهاي رواني  منجر به بی تفاوتی ايشان گرديده است .

براي كاهش نابهنجاري ، مادر ايشان به مدرسه دعوت گرديد. ومشكلات او با مادرايشان درميان گذاشته شده و از مادر ايشان خواسته شد تا با همسرش نيز در اين مورد صحبت كند وسعي كنند با دانش آموز رفتاري توام با مهر و محبت داشته باشند وبه او توجه بيشتري نمايند . در صورت امكان در هنگام خوابيدن برای او داستانهاي  بلند تعريف نمايند. بين او وبرادرش تبعيض قائل نشوند. و بعضي مواقع مراقبت از برادرش را به او بسپارند.  اورا تنبيه يا تحقير نكنند و هنگام بروز رفتارهاي خوب ، ايشان را تشويق كنند.

خودم نيز تصميم گرفتم او را در بازيهاي دسته جمعي شركت دهم . اورا سرگروه نمايم. در خواندن شعرو  تمرين مسائل رياضي بيشتراز او استفاده كنم. وبراي ابراز محبت ايشان را با نام كوچكش صدا بزنم . واز مدير مدرسه خواستم تا اجازه دهد در مراسم صبحگاهي دعا بخواند. وازمعاون مدرسه خواستم با ايشان به ملايمت رفتار نمايد و هنگام در گيري ايشان باديگر دانش آموزان ، شكل صحيح برخورد را به ايشان گوشزد نمايد.رفتارهاي مثبت ايشان تشويق شده وبا رفتارهاي منفي ايشان با ملايمت تذكر داده مي شد.

تقريباً سه ماه طول كشيد تا ايشان آرام آرام باور كند كه والدينش، تغيير يافته اند و به او توجه ومحبت مي كنند واو نيز مانند برادرش براي والدين مهم است .و به مهم بودن خود نزد اولياء مدرسه نیز پی ببرد.

و به خاطر پاداش ، رفتارهاي مناسب او  تقويت مي گرديد. رفتارهاي ناهنجار ايشان آرام آرام كاهش می يافت. خودش هم به ويژگي هاي مثبت خويش پي برده بود واحساس مي كرد كه او هم مي تواند از راه هاي مثبت خودي نشان بدهد.

بعد از چهارماه دوباره مادرش به مدرسه دعوت گرديد ، ايشان گفت كه رفتارهاي  اونسبت به گذشته قابل مقايسه نيست و خيلي زياد  تغيير يافته است . از ايشا ن  خواسته شد كه مانند گذشته با او رفتار شود و صبر و  تحمل را از ياد نبرند . يك روز متوجه شدم كه او بین بچه ها ایستاده و با آنها مشغول صحبت کردن  است . بعد از مدتی یک روز اتفاقی از او پرسیدم بچه ها تو را اذیت نمی کنند گفت : نه من با چند نفر دوست شده ام .... در اينجا بود كه فهميدم روشهاي ما درست بوده است و مشكلات رواني دانش آموز تقريباًاز بین رفته  است . در كنار بهبود اختلالات رفتاري، با تقويت نكات مثبت ، اعتماد به نفس وی نيز پرورش يافته بود وبا اطمينان بيشتری درسهايش را مي خواند ونمره هايش نيز روز به روز نسبت به گذشته بهتر مي گرديد. بطوريكه مدير ومعاون مدرسه نيز از من تشكر كردند كه توانسته بودم اختلالات رفتاري او را بهبود بخشم چون ايشان در زنگ ورزش نظم وآرامش مدرسه را به هم نمي زد.

در فروردین ماه 90 بود که دیدم دانش آموز  برای ورود من به کلاس  به بچه ها گفته بود هرروز یکی از شعرهای  کتاب را بخوانند تا مرا خوشحال کنند وبگویند مادیگر باسواد هستیم . به این ترتیب به لطف خداوند متعال وبا راهنمایی دوستان ، اساتید دوران تحصیلم وتجربیات چندساله که در امر مشاوره وخانواده درمانی داشتم وقوت قلبهایی که مدیر ومعاون گرامی مدرسه می دادند، اختلالات رفتاري وضعف درسي دانش آموزي بر طرف شد و نظم كلاس و مدرسه تامين گرديد و آرامش به خانواده بازگشت . و وجدان ما آرام گرفت .

 

 

8- ارزشيابي تاثير اقدام جديد وتعيین اعتبار

به نظر مي رسد وقتي مسئله اي پيش مي آيد . اولين قدم اين سئوال پيش مي آيد كه اين مسئله چرا بوجود آمده است؟ مشكل چيست واز كجاست؟ قدم بعدي ، پيدا كردن علل مشكل است؟ البته ممكن است يك مسئله خاص ، از علل متفاوتي ناشي شود. اما با مطالعه دقيق مسئله ، علل اصلي مسئله به احتمال زياد مشخص مي گردد. تشخسص زمان پيدايش مسئله خود خيلي مهم است . چون علت را تا حد زيادی مشخص مي نمايد.

اختلالات رفتاري دانش آموز  ، عبارت از حسادت ، پررويي ، لج بازي ، پرخاشگري ، بي حوصلگي ، بی تفاوتی ، ضعف تحصيلي بود که با استفاده از شیوه های صحیح اصلاح وحذف رفتارهای غلط ، رفتارهای درست وبهنجار جایگزین ورفتارهای نابهنجار رو به خاموشی رفت با استناد به جدول  آمده در قسمت منابع وضمائم مشاهده می شود که در 2ماه اول سال رفتارهای پرخاشگرانه  دانش آموز بسیار زیاد بوده است. سپس با استفاده از تاکتیکهای عملی واصرار بر شیوه های کاربردی در ماههای بعد رفتارهای نابهنجار بسیار کاهش یافت وحتی بسیاری از آنها ازبین رفت .بعد از اجرای راه حلها ،نا بهنجاریهای دانش آموز به طور چشمگیری کاهش یافت .دیگر در لیست دانش آموان بد و بی نظم کلاس مشاهده نشد.با اغلب همکلاسی هایش بر خلاف گذشته رابطه دوستانه برقرار نموده بود.نسبت به همکلاسی هایش مهربانتر و با آنان در کارهای گروهی و بحثهای جمعی همکاری می کرد.او عزت نفس بالایی پیدا کرده بود و به طور مثبت و بدون پرخاشگری می توانست در محیط آموزشگاه با مسئولیتهایی که به او محول شده بودند،ابراز وجود نماید. اکنون انرژی مثبت او در کمک به مرتب نمودن کتابهای کتابخانه،هدایت ورزش صبحگاهی و...مصروف می شد.در کلاس  به وِیژه بسیار آرام ،با محبت و مفید می باشد،به جای خطی خطی کردن میز،بیشتر نقاشی های زیبا می کشد .به نظر می رسد که او به مدرسه و کلاس هم علاقمندتر شده و گاهی با زدن زنگ تفریح هم،بر خلاف قبل ،از جایش بلند نمی شود.خوشبختانه نظر مدیر ،معلمان و پدرو مادرش هم بر خلاف گذشته نسبت به او نظری مثبت و قابل ارزش می باشد. در روز معلم او برایم نامه ای نوشته بود زیرا من از بچه ها خواستم بجای گل وهدیه برایم نامه بنویسند عین جملات دانش آموز مورد نظر در موردم این بود"من خوشحالم که خانم معلمی مثل تو دارم، هم به من درس می دهد و هم زحمت می کشد، تابه ما  درس اخلاق و مهربانی دهد " من با خواندن نوشته او خدا را بسیار شکر گذاری کردم و اطمینان یافتم که درخت تلاش هایم ،اکنون ثمر داده است.  

 

 

 

 

 

9- ارائه راهکارها

1- محبت به موقع و متناسب به فرزندان ودانش آموزان ، موجب كاهش اختلالات رفتاري مي شود.

2- توجه به موقع، محبت ، تقويت نكات مثبت ، پرورش اعتماد به نفس ، موجب نگرش مثبت فرد نسبت به خود و ديگران مي شود.

3- ايجاد انگيزه و ایجاد نگرش مثبت فرد نسبت به خود ومعلم و دیگران موجب بهبود وضعيت تحصيلي و رفتاری  فرد مي شود.

4- بین فرزندان نباید تبعیض قائل شد .

5- بهتر است برای شناسایی و رفع مشکل از راهنمایی های صاحب نظران استفاده گردد .

6- بهتر است برای رفع مشکل ،  نظريه هاي علمي و تحقيقات گذشته مورد توجّه قرارگیرد . تا داراي اعتبار مي باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

10- منابع

مشاهده از رفتارهای حاکی ازاختلالات رفتاری

 

مهر ماه

آبان ماه

هفته اول

هفته دوم

هفته سوم

هفته چهارم

هفته اول

هفته دوم

هفته سوم

هفته چهارم

دعوای فیزیکی با دانش آموزان در کلاس و محوطه آموزشگاه

6

7

5

7

5

7

5

4

دعوای لفظی و فحاشی و توهین های رکیک با دانش آموزان در کلاس و محوطه آموزشگاه

6

7

6

5

6

5

4

4

اخراج از کلاس درس بی دلیلی بی نظمی در کلاس

3

2

2

3

1

4

-

2

غیبتهای غیرموجه

2

-

4

3

1

2

3

1

تاخیر در رفتن به کلاسهای درس بعد از ورود معلم

2

3

4

5

4

3

3

3

ایجاد سروصدای ناهنجار در مراسم صبحگاه و در راهرو کلاس ها

3

6

7

8

5

4

3

4

برهم زدن نظم کلاس  با تولید صداهای شدید

3

4

3

3

4

3

2

2

لگد زدن شدید به دانش آموزان در محیط آموزشگاه خصوصا در زنگ ورزش

3

3

4

3

4

5

6

5

 

 

 

 

 

 

موارد قابل مشاهده از رفتارهای حاکی از پرخاشگری

 

توصیف وضع مطلوب در ماههای آذر،دی ،بهمن اسفند

آذر ماه

دی ماه

بهمن ماه

اسفند

دعوای فیزیکی با دانش آموزان در کلاس و محوطه آموزشگاه

3

1

-

1

دعوای لفظی و فحاشی و توهین های رکیک با دانش آموزان در کلاس و محوطه آموزشگاه

4

-

1

-

اخراج از کلاس درس بی دلیلی بی نظمی در کلاس

-

-

1

-

غیبتهای غیرموجه

2

-

1

-

تاخیر در رفتن به کلاسهای درس بعد از ورود معلمان

1

-

-

-

ایجاد سروصدای ناهنجار در مراسم صبحگاه و در راهرو کلاس ها

2

-

-

-

برهم زدن نظم کلاس پرورشی با تولید صداهای شدید

1

-

-

-

لگد زدن به دانش آموزان در محیط آموزشگاه

-

-

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تقدیم به تمامی اساتید معلمان آموزگارانی که دراه علم آموزی ،ادب وپرورش اسلام ناب محمدی (ص) در این سرزمین کهن ازجان خود مایه گذاشتند

 

[ پنجشنبه ششم مرداد 1390 ] [ 4:57 PM ] [ مینا سلیمانی مهر ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ جهت استفاده تمامی همکاران فرهنگی در سطح کشوربه منظور آشنایی کلیه عزیزان درزمینه های علمی پژوهشی تربیتی نونهالان کشور عزیزمان توسط همکارشما میناسلیمانی مهر کارشناس ارشدآموزش ابتدایی از آموزگاران شهرستان لالی ایجاد شده است درانتظار همکاری صمیمانه کلیه دوستان واساتید خود می باشم.
امکانات وب